info@business3.ir
ایمیل ما
تماس با ما
988345842847+

اخبار تنها

پیوند تفکر طراحی با کسب و کار

زمانی که از طراحی صحبت می کنیم ناخودآگاه ذهن ما به سمت طراحی ساختمان ها، پل ها، نقاشی ها، صنعت مد و … معطوف می شود. شاید فکر کنید طراحی و کسب و کار با یکدیگر در یک قاب نمی گنجند. طراحان با توانایی بصری سازی و ترکیب الگوهای گوناگون زیباترین و عمیق ترین اثرات را خلق می کنند که بسیار از فهم بیشتر ما و از جمله مدیران کسب و کارها فراتر است. مدیران اما با رویکرد منطقی به دنبال حل مسائل با  استفاده از آمار و ارقام، فایل های صفحه گسترده و تحقیقات بازار هستند.

تفکر طراحی چیست؟

تفکر طراحی رویکردی نظام مند برای حل مسأله است. امروزه بدون تفکر طراحی نمی توانید کسب و کارتان را به صورت سودآور رشد دهید. توانمندی های شما برای خلق آینده ای بهتر با مشتریان از طریق تفکر طراحی ممکن خواهد شد. تفکر طراحی جعبه ابزاری ست که از طریق بالا بردن قدرت خلاقیت شما، توانایی تان را برای ارتقاء رشد سودآور کسب و کارتان به طور فوق العاده ای افزایش می دهد. این روش به مدیران کمک می کند که مشتریان خود را تنها به عنوان اهداف فروش مشاهده نکرده و آن ها را انسان های واقعی دارای دو جنبه احساس و منطق و با مسائل واقعی بدانند. 

مدیرانی با تفکر طراحی

حال به این فکر کنیم که چگونه می توانیم مدیرانی با تفکر طراحی آموزش دهیم؟

آغاز فرآیند تفکر طراحی با همدلی است. اگر مدیرانی باشیم که به مانند طراحان عمل می کنند بایستی در مرحله نخست رابطه خود را با مشتریان نزدیک تر و عمیق تر کنیم. شاید گفته شود که در کسب وکار، ما می توانیم مشتری مدار باشیم، اما این با درک عمیق از مشتری تفاوت دارد. در مشتری مداری ارتباط ما به خاطر فروش بیشتر به مشتری است و مشتری را با دید یک هدف بازاریابی و به صورت منطقی مشاهده می کنیم. اما در تفکر طراحی ما می خواهیم از نزدیک  و همراه با مشتری نیازها و خواسته های واقعی او را همزمان در دو سطح احساسی  و منطقی درک کنیم. ما باید تلاش کنیم که الهام بخش مشتریان مان باشیم و این مستلزم طراحی های عالی در کسب و کار است.

مرحله دوم از تفکر طراحی نوآفرینی است. مدیرانی که از تفکر طراحی برخوردارند بایستی آفرینش گر باشند. آن ها برخلاف دانشمندان که تجزیه و تحلیل زمان حال را مورد بررسی قرار می دهند، با نوآفرینی های خود خالق فردا هستند. مدیران طراح با توانایی خلق آینده های قدرتمند و تأثیر گذار چیزهایی را خلق می کنند که متفاوت تر و مؤثرتر از زمان حال است.  هرچند نمی توان نقش تجزیه و تحلیل را نادیده گرفت، مطمئناَ اینگونه نوآوری های پایدار با استفاده از تفکر طراحی امکان پذیر خواهد بود. پس نتیجه می گیریم هنگامی که مقصد ما رشد باشد، فرآیند نوآفرینی نسبت به تجزیه و تحلیل اهمیت بالاتری پیدا می کند.

در پایان، مدیرانی که همانند طراحان فکر می کنند نیاز به یادگیری دارند. مسیر تفکر طراحی مسیری مستقیم نیست و در این راه مدیران بایستی برای حل مسائل راه و روش های متفاوتی را تکرار کنند. مدیران طراح مدیرانی یادگیرنده هستند. آن ها برای رسیدن به بهترین راه حل متناسب با نیازها و خواسته های مشتریان شان از آزمون کردن دست نمی کشند. آن ها هر مسئله ای را با دید یک فرصت می بینند و سعی می کنند با آزمون های مکرر روی یادگیری تمرکز کنند تا پاسخ مناسبی به آن ها بدهند.

کسب و کارهای فردا به وسیله طراحان کسب و کار ساخته می شوند. کسب و کارهایی که خود را اسیر منطق اقتصادی یکنواخت و بی روح نموده اند نمی توانند جایی در آینده داشته باشند. در دنیای پیچیده و غیرقابل پیش بینی  امروزی هیچ راه کاری قطعی نیست. ابهام و عدم قطعیت برای مدیران سنتی غیر قابل تحمل است اما برای متفکران طراحی به مانند خوراک ذهن می ماند. وقت آن رسیده که کارآفرینان و مدیران پیش فرض های ذهنی خود را کنار گذاشته و برای تأثیر گذاری در آینده با عدم قطعیت ها روبرو شوند. بایستی واقع بین بوده و به جای نوشتن بیانیه های مأموریت و گیر کردن در مرحله حرف زدن عمل کردن را سرلوحه کسب و کار خود قرار دهند.

ارسال نظر